نویسنده :
یزدان سلحشور - ساعت ٢:٢٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ دی ۱۳٩٠
عاشقانه... بدون ترس!
گرفته شد!
تو گرفتی
تو بردی... به انفرادی قلبت![حالم را... میگویم!]
من که... سیاسی نبودم؛اماعشق... آدم را... سیاسی می کند!
اعدام؟
تو که... می دانی... این شعر... فقط... یک عاشقانهی ساده است!
یک عاشقانهی ...توکه می دانی...[نترس! من... شرقیام!اسم معشوق را که نمیشود به کسی... گفت...ایران!]
20 دی 90